• Tag Archives عمو
  • مامان و عمو

    برای کنکور که درس می خوندم بیشتر مواقع می رفتم کلاس کنکور یا توی کتابخونه پارک با دو تا از دوستام درس می خوندیم. هما هم که مدرسه می رفت و بابا هم سر کار بود. این وسط فقط مامی بود که همیشه تو خونه بود. روزای دوشنبه که می اومدم خونه همیشه می دیدم مامی خیلی سر حاله و آرایش به هم ریخته ای هم داره. خوب برای من که همه فکر و ذکرم شده بود سکس. این علامت ها نشون دهنده یک سکس خوب بود. اوایل می گفتم نه بابا مامی هرگز به بابا خیانت نمی کنه. دیگه آخر خیانتش همون دستمالی شدنش توسط علی بوده ولی حموم رفتن دوشنبه عصرای مامی اونم قبل از اومدن بابا منو بیشتر به شک می انداخت. واسه همین تصمیم گرفتم ببینم موضوع از چه قراره. اتاق خوابهای خونمون همه طبقه بالای خونه Continue reading  Post ID 1841